امروز : یکشنبه, ۱ بهمن , ۱۳۹۶

تماس باما درباره ما
زندگینامه شهید والامقام مهدی نهی قناد

زندگینامه شهید والامقام مهدی نهی قناد

تنظیمات کاربری

برچسب‌ها

زندگی نامه شهیدمهدی نهی قناد

1Untitled-3 2M 119

شهید مهدی نهی قناد در سال ۱۳۳۸ در خانواده ای متوسط و مذهبی در یکی از محله های قدیمی شهر رشت ساغر یسازان چشم به جهان گشود. او را مهدی نام گذاشتیم بر خلاف اکثر فرزندانم مهدی خیلی کودک آرام و ساکتی بود که اعضای خانواده او را مظلوم معرفی می کردند در سن ۶ سالگی در دبستان علمیه که در پشت ساغر یسازان قرار داشت مشغول تحصیل شد بعد از اتمام دوره ابتدایی وارد دبیرستان حنیف نژاد شد. پس از اتمام دوره اوّل دبیرستان و تعیین رشته طبیعی در مجتمع طالقانی مشغول شد در همین زمان او شروع به فعالیت سیاسی نمود و با ارتباط با قم و گرفتن پیام های حضرت امام ( ره) و پخش آن در شهر رشت فعالیت خود را شروع کرد و کم کم در حرکت به سوی انقلاب ایران گام برداشت. سعی می کرد فعالیت های بیرون از منزل را به خانه منتقل نکند. البته اوایل بصورتی بود که ما از آن مطلع نبودیم تا موقعی که موتور انقلاب حرکت بیشتری گرفت و مردم در صحنه حاضر شدند و ایشان نیز همگام با شرکت در تظاهرات خیابانی و راه پیمایی ها شرکت فعال داشت. چند بار هم در خیابان بسوی او تیراندازی کردند ، همچنین در واقعه دانشگاه مجروح شد . ولی جان سالم بدر برد.

 

تشکیل فروشگاه تعاونی اسلامی

4Mehdi 1066Mehdi 75

شبها در خانه به مطالعه کتاب های اسلامی می پرداخت تا رشد فکری خویش را غنی تر سازد. سرانجام که انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۵۷ به ثمر رسید او در کمیته ای که در محل و مسجد تشکیل شده بود مشغول فعالیت شد مدتی بعد با همکاری چند نفر از دوستان خود به تشکیل فروشگاه تعاونی اسلامی اقدام کرد. و مدتی هم در آن فروشگاه کار می کرد بدون هیچ چشم داشتی چون او در اداره مخابرات رشت هم کار می کرد و مقداری حقوق
می گرفت. سرانجام در سال ۵۷ وارد سپاه رشت شد و شروع به خدمت کرد و پس از گذراندن یک دوره کوتاه در قسمت بهداری سپاه پاسداران مشغول به کار شد.

3M 113 5IMG_0196 7M 122 8Picture 001

شهادت برای او یک آرزو بود

او تمام مدت در سپاه بود و به منزل نمی آمد مگر من از او می خواستم که او را ببینم زمانی که جنگ ایران و عراق شروع شد او چندین بار به جبهه های حق علیه باطل رفت و در سوسنگرد از ناحیه پا و سر مورد ترکش خمپاره قرار گرفت و زخمی شد امّا باعث نشد که دوباره به جبهه ها
اعزام نشود بار دیگر بعد از بهبودی به آبادان رفت و مجدداً مجروح شد.. شهادت برای او یک آرزو بود و هر بار که به جبهه ها می رفت به من می گفت: مادر مرا حلال کن و از من راضی باش. سرانجام در تاریخ ۱۲/۶/۱۳۶۰ او با چند نفر از پاسداران به اداره آب و برق
می رفتند تا آقای استاندار را تا استانداری همراهی کنند ولی در مسیر با ماشینی روبرو شدند که منافقین با اسلحه در داخل ماشین نشسته بودند و بعد از هماهنگی با ستاد متوجه شدند آنها منافق هستند. بلافاصله در خیابان با آن ها
درگیر و شروع به تیراندازی کردند. او در حالی که پشت فرمان ماشین نشسته بود مورد تیراندازی و رگبار منافقین کوردل قرار گرفت و بشدت مجروح شد سپس آن ها با انداختن نارنجک به طرف ماشین، مهدی را به شهادت رساندند و مهدی به آرزوی خود رسید و به لقاءالله پیوست .

وصیت نامه شهید مهدی نهی قناد

9 10 Mehdi 98

با درود به رهبر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی کبیر و با درود به روان پاک شهدای صدر اسلام از کربلا تا کربلای ایران .

بار خدایا این قطره خون ناچیز و جان ناقابل مرا در راه گسترش اسلام از حقیر بپذیر و اگر جان ما آن ارزش را دارد که برای اسلام فدا شود و اسلام پیش برود صدها بار به ما جان بده تا مبارزه کنیم و شهید شویم . برادران و خواهران مسلمان تنها وصیت من این است که تمام مسلمین وحدت را حفظ کنند و در خط امام باشند و نگذارند که خون شهدای ما پایمال گردد و از رهنمودهای امام استفاده کنید و تا آخرین قطره خون خود اسلام و قرآن را نگهدارید و در مقابل منافقین و کفار ایستادگی کنید تا کاملاً محو و نابود گردند. و السلام .

مطالب مرتبط

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را برای ما بنویسید


چهار − 3 =

تبلیغات

تبلیغات

پیوند های سایت

با ورود به بخش پیوند های سایت با جدیدترین سایت های مفید و کاربردی آشنا شوید

ورود به بخش پیوندها